+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم مهر 1390 14:4 توسط باران××××یخ
|

خوبم ، باور کنید.
اشکها را ریخته ام ، غصه ها را خورده ام
نبودن ها را شمرده ام
این روزها که می گذرد ، خالی ام
خالی ام از خشم , دلتنگی , نفرت
و حتی از عشق
خالی ام از احساس.
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم مهر 1390 8:22 توسط باران××××یخ
|

هی تو!
گیرم که تمام شب را گریه کرده باشی ،
گیرم که جای خالی یک آغوش ،
تا خود ِ صبح دستش را دور گلویت فشرده باشد .
اشک هایت را با دست های خودت ،
با همین دستمال چرک تنهایی پاک کن ،
که همه ی رهگذران این خیابان شلوغ مثل تو تنهایند…!
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم مهر 1390 8:19 توسط باران××××یخ
|
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم مهر 1390 17:54 توسط باران××××یخ
|
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم مهر 1390 17:52 توسط باران××××یخ
|
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم مهر 1390 17:47 توسط باران××××یخ
|
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم مهر 1390 17:45 توسط باران××××یخ
|
دوستت می دارم،دوستم داشته باش
عمق احساس مرا،تو بدانی ای کاش
دوستت می دارم،از خودم بیشترت
خویش می دانمت از،هر کسی خویش تَرَت
تو به من نزدیکی،بیشتر از هر کس
به من از من حتّی،به من از خون و نفس
نازُکای تن تو،مثل پیچک به تنم
پیچد و حیرانم،که تویی یا که منم
دستهایت چو مرا،می فشارند به خویش
از خدا می گذرم،از خدا حتّی بیش
به خدا می ترسم،نکند خواب است این
که تنش نرم و زلال تر ازآب است این
گر طبیبی تو که کاش،کاش بیمار شوم
گر تو خوابی،نکند،زود بیدار شوم
گر بهشتی باشد،سرزمین تن توست
همه بستان بهشت،یک گل دامن توست
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام مرداد 1390 12:36 توسط باران××××یخ
|
قسم به اقطار کاروان ها " به عروس ساروان ها " به عرش آسمان ها " به قشنگي اشک ديده " به دو آهوي رميده " به خداي کس نديده " به کمال روح انسان " به وفاي عهد و پيمان
دوستت دارم
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم مرداد 1390 19:12 توسط باران××××یخ
|
جــــــــز تو کی مــــــی تونه عزیز من باشه کــــی مـــــی تونه تـــــو قلب من جــــا شه
مــــــــگه میشه مثــــل تـــــــو پیـــــــدا شه همه چیزم وای عزیزم
جز من کـــــــی واسه دیدن تو حــــــــــریصه اسمتــــــــو رو قلـــــــبش مــــــــــی نویسه
گـــــــــونه هـــــــــــاش از ندیدنت خیســـــه همه چیزم وای عزیزم
تــو نباشی بــی قرارم بد می بینم بد میارم بی تو من حس ندارم سر بزیرم گوشه گیرم
کــاش بمیرم بی تو من همه چیزم آی عزیزم واسه ما دوتا کی بهتر از ما
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم مرداد 1390 19:10 توسط باران××××یخ
|
بعد از این خوب و بدش باشد پای خودمان
انتخابی است که کردیم برای خودمان
این وآن هیچ مهم نیست که چه فکری بکنند
غم نداریم بزرگ است خدای خودمان
بی خیال همه با فلسفه اشان خوش باشند
خودمانآیینه هستیم برای خودمان
ما دو رودیم که حالا سره دریا داریم
دو مسافر همه در آب و هوای خودمان
احتیاجی به در و دشت نداریم اگر
رو به هم باز شود پنجره های خودمان
درد اگر هست برای دل هم میگوییم
در وجود خودمان هست دوای خودمان
دوست داریم که نفهمند.. بیا بعد از این
خودمان شعر بخوانیم برای خودمان
+
نوشته شده در شنبه یکم مرداد 1390 9:57 توسط باران××××یخ
|
سلام قرار شد ۱ تیر اس ام اس بدی یاداوریت کردم ۱ تیر منتظر اس ام است هستم دوست دارم
عکسارو دیدی؟؟؟؟؟؟؟؟
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام خرداد 1390 10:39 توسط باران××××یخ
|
۴تا عکس گذاشتم
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390 15:25 توسط باران××××یخ
|
به اون خدایه آسمونها تنهام نذار تا آخرش باهام باش تا وقتی دستام گذاشتم تو دستات به خدا قسمت دادم
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390 15:24 توسط باران××××یخ
|
عشق اول، مهربونم، سرتو بذار رو شونم
عشق اول، مهربونم، چتر موهات سايهبونم
عشق اول، نازنينم، دستتو بذار تو دستهام
عشق اول، بهترينم، بوي تو داره نفسهام
عشق اول، عشق آخر،
اگه امشب درکنارم تو رو دارم تو رو دارم
پس چرا چشم انتظارم
عشق اول، عشق آخر، نکنه خوابم دوباره
نکنه تنهام بذاري، بشه قلبم پاره پاره
نکنه هنوز نگفتم که چقدر عاشقت هستم
نکنه هرگز ندوني که تورو من ميپرستم
نکنه هنوز نگفتم که چقدر عاشقت هستم
نکنه هرگز ندوني که تورو من ميپرستم
نکنه هرگز ندونم راز اون ناز نگاتو
نکنه هرگز نخونم شعر غمگين چشاتو
اگه من حتي ندونم اسمتو اي مهربونم
اگه تو حتي ندوني از منم نام و نشوني
عشق اول، مهربونم، سرتو بذار رو شونم
عشق اول، مهربونم، چتر موهات سايهبونم
عشق اول، عشق آخر، نکنه خوابم دوباره
نکنه تنهام بذاري، بشه قلبم پاره پاره
عشق اول، عشق آخر، نکنه خوابم دوباره
نکنه تنهام بذاري، بشه قلبم پاره پاره
نکنه تنهام بذاري ...
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390 15:22 توسط باران××××یخ
|
هميشه عادتته منو منتظر بذاري
مثل هميشه...........بد قولي بد قولي بد قولي
پس عكست كووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390 13:57 توسط باران××××یخ
|
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم خرداد 1390 13:59 توسط باران××××یخ
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم خرداد 1390 14:0 توسط باران××××یخ
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام اردیبهشت 1390 11:24 توسط باران××××یخ
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390 19:31 توسط باران××××یخ
|
بوسه را دوست دارم اگر از لبهای تو باشد ، بوسه را دوست دارم اگر از روی عشق باشد
. عشق را دوست دارم اگر معشوقه ام تو باشی ، عشق را دوست دارم اگر از روی ترحم نباشد
تو را دوست دارم اگر برای من باشی.اما خودم را دوست ندارم زیرا بی تو ناقص و ناتوانم
. ناتوانی من تنها زمانی تمام میشود که نیمه گمشده ام را در کنار خودم احساس کنم .
زمانی میتوانم از خوشحالی پر بکشم به آسمان که امیدم برای پرواز تو باشی و بس
پر پرواز من مهربانی توست ، امید پرواز من رسیدن به توست ،
آرزوی من مرگ در آغوش توست
+
نوشته شده در جمعه دوم اردیبهشت 1390 17:56 توسط باران××××یخ
|
دوستت دارم ای تنها عشق من تو تک چراغ زندگی منی
با من بمان تو آن تک واژه زندگی من هستی
دوستت دارم ای تنها عشق من تو تک خوشی زندگی منی
با من بمان تو آن تک عشق زندگی من هستی
دوستت دارم ای تنها عشق من تو تک کلید خوشبختی منی
با من بمان تو آن تک یاردوران تنهایی من هستی
دوستت دارم ای تنها عشق من تو تک ستاره ی زندگی منی
با من بمان تو آن تک نیاز زندگی من هستی
دوستت دارم ای تنها عشق من تو تک امید زندگی منی
با من بمان تو آن تک آوای زندگی من هستی
دوستت دارم ای تنها عشق من تو تک دوست شبهای منی
با من بمان تو تک معنی دهنده زندگی من هستی
دوستت دارم ای تک رویای زندگی
+
نوشته شده در جمعه دوم اردیبهشت 1390 17:55 توسط باران××××یخ
|
من تو را اندازه بی نهایتهای دنیا می خوام...
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام فروردین 1390 23:43 توسط باران××××یخ
|
ميميرم برات نميدونستي ناز من
ميميرم واسه اون دوتا چشم سيات
ميميرم واسه اون زنگ صدات
ميميرم واسه اون ناز نگات
تو شدي همه زندگيم تو شدي همه دلبستگيم
تو شدي بهار واميد ودل داديگيم
تو شدي تمام عمر من تو شدي كبوتر عشق من اومدي نشستي اخر رو بوم من
تو بيا بشين كنار من
بزارتو روي شونه من ميخوام برات قصه بگم قصه عشق
قصه دل دادگي من قصه مستي چشم تو قصه عاشقي منو تو اي گل من
اي تو قبله وجود من اي تو امير قلب من ميخوام بگم عاشقتم اي گل من
اي تو اتشكده قلب من اي همه عشق تو وجود من
تو شدي خداي من خداي من
بودن تو ارزومه حتي واسه يه لحضه ميميرم بي تو اگه با من نباشي
اگه با من تو نباشي شب من سحر نميشه شب ميمونه با من تا هميشه
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام فروردین 1390 23:38 توسط باران××××یخ
|

آه
بارخدایابه من حقیر صبرعظیم عطافرما
آمین
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام فروردین 1390 21:21 توسط باران××××یخ
|
از كوچه زيبای تو امروز گذشتم
ديدم كه همان عاشق و معشوقه پرستم
يك لحظه به ياد تو از آن كوچه گذشتم
ديدم كه زسر تا به قدم شوق و اميدم
هر چند گل از خرمن عشق تو نچيدم
آن شور جوانی نرود از ياد
اي راحت و آرام دل من خانه ات آباد
با ياد رخت اين دل افسرده شود شاد
هرگز نشود مهر تو اي شوخ فراموش
كي آتش عشق تو شود يكسره خاموش
هرجا كه نشستم سخن از عشق تو گفتم
با اشك جگر سوز دل سخت توسفتم
خاك ره اين كوچه به خار مژه رفتم
دل مي تپد از شوق كه امروز كجايی
شايد كه دگر باره از اين كوچه بيايی ...
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 9:9 توسط باران××××یخ
|

من به خاطر تو پاییز می شوم، زمستان می شوم
اما بدان بی تو، این آخرین بهاری ست که
برایت سخن از تابستان می زنم
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم فروردین 1390 22:40 توسط باران××××یخ
|
اگه بگم که قول می دم تا همیشه باهات باشم
اگه بگم که حاضرم فدای اون چشات بشم
اگه بگم توآسمون عشق من فقط تویی
اگه بگم بهونه ی هر نفسم تنها تویی
اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت می کنم
اگه بگم زندگیمو بذر بهارت می کنم
اگه بگم ماه منی هر نفس راه منی
اگه بگم بال منی لحظه ی پرواز منی
میشی برام خاطره ی قشنگ لحظه ی وصال
میشی برام باغبون میوه های تشنه وکال
میشی برام ماه شبای بی سحر
میشی برام ستاره ی راه سفر
ولی بدون هرجا باشی یا نباشی مال منی
بدون اگه برای من هم نباشی عشق منی
برای سعادت شبا شعرامو من داد می زنم
برای خوشبختی تو خدا رو فریاد می زنم
گفتم این و بنویسم که دوست دارم عزیزم
بیشتر از تو می دونم من که تو اینو نمی دونی...
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم فروردین 1390 12:42 توسط باران××××یخ
|
آيا مي داني در فراق تو مي سازم و مي سوزم
آيا مي داني بي تو عالم برايم پوچ و بي معني است
آيا مي داني كه قصه هايم بي تو بي معني است
آيا مي داني كه چراغ قلبم در فراق تو خاموش است
آيا مي داني كه رشته افكارم در فراق تو از هم گسسته است
آيا مي داني كه بي تو جسمي بي روحم ، دلم مي گيرد
آيا مي داني چرا دلم مي گيرد
چون فقط تو را مي طلبم
وقتي تو نيستي دلم مي گيرد
چون فقط با تو زنده ام
پس بايد اين حق را داشته باشم كه داراي دلي پژمرده باشم
چون
نيازم نيست
روحم نيست
خواسته ام نیست
بهترينم نيست
پس در هجران تو همچون شمعي مي سوزم
باز هم دلم مي گيرد
تا لحظه اي كه تو در كنارم باشی و وجودت را حس كنم
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم فروردین 1390 12:42 توسط باران××××یخ
|
من نو رو با همه احساس با همه ی اشکهای دلتنگیم
با همه ی خاطره ها با عطر گل یاس
با بوسه های پر احساس
با قلبی پاک و عاشقانه که برات میسوزه
با اشکهای که ریختم با ثانیه های که بدون تو سپری شدن
بهت میگم دوستت دارم
با قلبی پر از زخم دلتنگی
عاشقانه هایم رو برایت میگویم تا واژه احساس رنگ غربت نگیره
اما توی دلم همیشه نسیم تنهایی می وزد
دوستت دارم گل من
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم فروردین 1390 12:37 توسط باران××××یخ
|